الشيخ أبو الفتوح الرازي

221

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

قبيح است و معصيت است و آزار خداست - جلّ جلاله - و امتناع در حقّ انبيا و ائمّه - صلوات اللَّه عليهم - از كباير و صغاير براى تنفير است از قبول قول ايشان ، و مرجع در باب منفّرات با عادات است نه با ثواب و عقاب ( 1 ) ، هر چه در عادت منفّر بود ، برايشان روا نيست سواء اگر معصيت باشد و اگر امراض و خلق شاينه باشد و اگر از باب مباحات باشد چون : سخف و مجون و خلاعت ، و اين براى آن گفتيم تا بدانند كه اعتذار معتزله در باب جواز صغاير به احباط ( 2 ) ذمّ و عقاب باطل است ، چه اعتبار در اين باب به ثواب و عقاب نيست ، به تنفير است ، و تنفير موقوف بر عادت است - چنان كه بيان كرده شد . و اتّفاق است كه مراد نه ظلم اصطلاحى است كه اضرار غيرى باشد بر وجهى كه در او نفعى نباشد مضرور را ، و نه دفع ( 3 ) مضرّنى نه معلوم و نه مظنون نه عاجل و نه آج و مستحق نباشد ، و نه در حكم چنان ( 4 ) كه از فعل مضرور بود يا از جهت غير فاعل ضرر بود ، اين حدّ ظلم است در اصطلاح متكلَّمان ، و هر قيدى در او احتراز است از نقضى ( 5 ) ، و شرح اين دادن در اين موضع ( 6 ) تطويل باشد و در كتب اصول مشروح است . قوله : * ( فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطانُ عَنْها ) * ، حمزه تنها خوانده است : « فأزالهما » ( 7 ) به الف من الازالة ، متعدّى « زال » باشد ، يعنى بزايل كرد ايشان را [ 62 - پ ] . و معنى « ازلَّهما » آن است كه : بخيزانيد ايشان را ابليس ، يعنى به وسوسه و اغراء و اغواء و سوگند و مكر و آنچه مانند اين بود . و معنى آن است كه : ايشان را از آن پايه و مرتبه فرود آورد ، و اين عبارتى است كه در وضع پارسيان نيز معروف است كسى را كه با كسى مكرى كند و به حيلت چيزى از او بستاند يا بر او تلبيسى كند ، گويند : فلان را ( 8 ) پاى ( 9 ) از زيرها گرفت ( 10 ) ، يعنى ايشان را از قرارگاه خود ببرد ، و كارى كرد به

--> ( 1 ) . همهء نسخه بدلها بجز مج ، وز و . ( 2 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : به احتياط . ( 3 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : رفع . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها باشد . ( 5 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مر : نقصى . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها به . ( 7 ) . فق : فازلَّهما . ( 8 ) . همهء نسخه بدلها : ندارد . ( 9 ) . همهء نسخه بدلها او . ( 10 ) . مر : زير پا گرفت .